تبليغاتX
اصول گرایان سرپل زهاب



 گذری بر سخنان مهندس میر حسین موسوی در ایلام جبهه های جنگ نماددوران حماسه سازی نبرد بسیجیان جان بر کف عرصه های تاریخ شکوه مند ایران اسلامی بوده وحمایتهای مردمی وتامین هزینه ومایحتاج رزمندگان از کمکهای مردمی تا جایی که پیرزن شصت ساله با هذیه نمودن یک عدد تخم مرغ در جنگ سهیم بوده سرداران وجوانان رشیدی که توانستند با ایثار خون خود درخت تنو مند واستوار انقلاب اسلامی ایران را پایدار نمایند . نخست وزیر ووزیران دفاع مقدس بوده وهستند . مهاجرین جنگ تحمیلی که خانه وکاشانه ی خود را فدا کردن ودر آن بحران احدی جواب گوی الام آنها نبود وبار عظیم جنگ را بر دوش کشیدن وهمواره با حضورشان در چند کیلو متری جبهه ها دلگرمی وعشق را به رزمندگان تقدیم میکردنند .نرخ تورم وبیکاری ثابت عمده مشکلات را بر طرف کرده بود وملت با اعتقاد وایمان وبا رهنمودهای پیر جماران وحضور رهبر فرزانه به عنوان ریاست جمهور در خط مقدم جبهه ها شور ونشاط وایثار را در دل رزمندگان به وجود آورد وبا این افتخار بود که مردم ایران اسلامی توانست جنگ را تحمل وبه پیروزی برساند.اما امروز احتیاج به ریاست جمهوری است که آن نگرشهای دهه ی اول انقلاب را با ظرافتهای بسیار عالی هدایت وزمینه توسعه را بسمت اصل 44 قانون اساسی وهدفمند کردن یارانه ها فراهم کند. خواه نخواه ریاست جمهوری که بخواهذ فداکاری کند گام های ارزشمندی بر خواهد داشت تا بتواند به سمت یک جامعه پویا وفراگیر رود مطمعنا" کسی که فرزند جبهه وجنگ وانقلاب است در راستای تحقق اصلاح الگوی مصرف گام بر می دارد وشجاعانه در مقابل استکبار جهانی می ایستد وجهان اروپا ی که حذف اورا در سر می پرورا
الگوی مصرف گام بر می دارد وشجاعانه در مقابل استکبار جهانی می ایستد وجهان اروپا ی که حذف اورا در سر می پروراند . انرژی هسته ای مدیون شجاعتهای ایشان بوده ودر کنار مردم وحضور در جمع بی ریا آنها بار مسافرتهای استانی وشهرستانی را بر دوش کشیدن که مهر تایید مقام رهبری رمز وکلید موفقیت ایشان بوده وتوزیع سهم عدالت بین اقشار کم درآمد ومحروم و توجه ویژه به خانوادهای معظم شهدا وجانبازان وایثار گران وبسیجیان اعم از طرح شهید کاظمی .وگمجن عشایر .ومعسرین وصدها موارد دیگر ...
زیبندی یک شخص بزرگوار که می خواهد سکاندار دولتی باشد اورا متهم به توزیع برخی از اقلام نظیر گونی سیب زمینی نمایند .درجامعه امروزی ما با بحران اقتصادی پیش آمده در جهان اروپاه وخشک سالی جدی در استانهای محروم وتحریم های جهانی در ارتباط با انرژی هسته ای چه خوب است دولتها در توزیع این گونه اقلام بیشتر مساعت نمایند واین بحث مردم شناسی جنابعالی .جبران هدیه لازم وضروری است قابل قبول نبوده چون دادن این هدایا به مردم از بیت المال بوده که به خودشان تعلق دارد مگر مولی علی (ع) شبانه از بیت المال انفاق نمی کردنند شما از چه طریق متوجه نفس عمل شدید که نیت برای خدا نبوده .رئیس جمهور وقت با خدا وامام زمانش مهدی (عج) معامله نموده ویقینا" معجزه ی دوم اتفاق خواهد افتاد وایشان به کمک خدا وهمین مردم رئیس جمهور خواهد شد ..در بیانات جناب مهندس موسوی اشاره ای به (با بستن ومحدود کردن نمی توان جلوی فساد را گرفت ) شاید از نظر منطقی وعقلانی کاملا" موافق این نوع دیدگاه باشم ولی همیشه باید از ارزشها ی اصولی و معیارهای اسلامی منطبق با نظام
جمهوری اسلامی با یک نگاه مثبت بنگریم . باید .آذادی با بی پروایی وبی حرمتی وپرورش اشرار خیبانی که به نوامیس مردم تعرض میکنند تفاوت فاحشی وجود داشته باشد .آذاذی در قالب مکتب اسلامی حقوق حقه یک شهروند ایرانی است .کشور ما مردم ما پدران ومادران وخواهران وجوانان ما همواره در حفظ ارزشها مقید وپایبند هستند .تنها افرادی که به این مدلها ی اروپایی روی آورده اند وکالای تبلیغاتی استکبار شده اند به این گونه رویه ها روی آورده اند که آن هم در نظام اسلامی ما اندک وجایگاهی ندارند وآنهم توسط نیروهای مردمی مهار شده اند واجازه فساد را ندارند وچنانچه بخواهند موجب ناراحتی وآسایش مردم شوند نیروهای انتظامی باید وارد عمل شوند اگر اینگونه نباشد شما انها را آذاد می گذارید هر عمل زشتی را انجام دهند مطمئنا"شما سخت گیری بیشتری انجام می دادی ..واما رسانه ها وسایتها در کمال آذادی از ریاست جمهوری انتقاد وتخریب های آنچنانی به عمل می آورند رئیس جمهور از آنها شکایتی به عمل نیاورده اند وفقط اکتفا به این نموده اند بی انصافی نکنید . آیا این بستن ومحدود کردن است یا نگاه بلند ووالای آذاذی وعدالت ومهر ورزی ؟ در بحث های آینده به نکات برجسته اشاره خواهم نمود ولی به نظر حقیر هر شخص کاندیدای ریاست جمهوری ومجلس شورای اسلامی وشوراها برای مردم برنامه ها ودید گاهای خودرا را اعلام واز آنها دفاع کند نه شیوه ی برداشتهای دیگران الگو قرار دهد وراه تخریب راپیش گیرد والسلام من اتبع اهدی

نویسنده: سید
جمعه 28 فروردین1388 ساعت: 19:44
+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/29;ساعت 10:31;  توسط احسان;  | 

سير و عنبر (يادداشت روز)
هر قدر که فرارسیدن موسم انتخابات برای مردم ما نشاط آور است، رفتار برخی سیاست بازان در این عرصه که یکجا عقل و اخلاق و منطق و انصاف را زیرپا می نهند، باعث ملال و دلزدگی می شود. این طایفه به اقتضای پریشان حالی، روزگار را تیره و تار می نمایانند و غوغا می سازند و طبالی می کنند و این همه غوغا صرفا برای آن است که متاع مانده و باد کرده بر دستشان را مشتریانی بیابند. بازارگرمی شان هم حال ناظران را بد می کند، که این چه مشک است که عطار باید در اوصافش فریاد کشد و طبل غازی- به قول سعدی- بنوازد؟! هرچه در بساط طرف مقابل امید و طمأنینه و آرامش و خویشتن داری موج می زند، پهن کنندگان این یکی بساط، سوهان بر جان و روح ناظران می کشند.
8 قرن پیش گویا شیخ مصلح الدین سعدی حکیم و سخنور بزرگ ایرانی فضای سیاسی و انتخاباتی امروز را می دید که در باب هشتم گلستان (آداب صحبت) نوشت «خردمندی را که در زمره اجلاف (افراد سبک سر) سخن ببندد، شگفت مدار که آواز بربط با غلبه دهل برنیاید و بوی عنبر از گند سیر فرو ماندنمی داند که آهنگ حجازی، فرو ماند زبانگ طبل غازی».
درباره مختصات انتخابات ریاست جمهوری پیش رو و یارکشی و رقابت در آن چند نکته به اجمال قابل توجه است:
1-دولت آینده از خلأ پدید نمی آید و دفعتا -از هیچ- «خلق» نمی شود بلکه برآمده از تجربه و خورد و بازخوردهایی است که در عرصه سیاست معاصر کشور به ویژه طی دو دهه اخیر صورت بسته است. پایان جنگ در کشور انقلابی ما- که با داغ بزرگ ارتحال حضرت امام خمینی- مقارن شد، به اعتبار آغاز دوران سازندگی، فصلی جدید در رویکردها و حوادث اثرگذار بود. این 20سال در بطن و متن خود آبستن اتفاقات بزرگ بین المللی و داخلی بود. سال های آغازین این دوران که خود به 3 دوره تقسیم می شود، در محیط جهانی با فروپاشی بلوک شرق مصادف می شود و در یک فرآیند 8-7 ساله به سیطره تدریجی آمریکا و غرب بر جهان می انجامد. به نحوی که مقارن با آغاز 8ساله دوم (همزمان با روی کار آمدن دولت توسعه سیاسی یا اصلاحات در ایران)، پروژه «قرن جدید آمریکایی» در سال 1997 میلادی از سوی موسسه نومحافظه کار و متنفذ امریکن اینترپرایز تدوین  شد. در ادامه روند جهانگیری آمریکا و غرب، دولت میلیتاریست بوش روی کار می آید و یورش آشکار را برای فتح قلب خاورمیانه آغاز می کند.
آن گونه که برخی مدعیان اصلاح طلبی بعدها گفتند، فروپاشی بلوک شرق نقش موثری در فروکش کردن شعارهای عدالت گرایانه و دولت محور این طیف داشت همچنان که غلبه ایدئولوژی کاپیتالیستی «لیبرال- دموکراسی» به عنوان «ایدئولوژی پایان تاریخ» تاثیری تمام کننده در خلع سلاح جریان تجدیدنظر طلب ایرانی برجای گذاشت. به عبارت دیگر طی 16ساله پس از پایان دفاع مقدس ، هرچه شیطان بزرگ و قدرت های هم پیمان در تهاجم فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی به اعتبار فروپاشی رقیب خود(بلوک شرق) گستاخ تر و مهاجم تر می شدند، در این سو روحیه انفعال و حیرت و کرنش و تسلیم مقابل «غرب»- غرب به مفهوم تام و فراگیر آن- در میان طیفی از جریان های سیاسی موثر در صحنه سیاسی ایران غلبه بیشتری می یافت چندان که در دولت و دوران 8ساله سازندگی و توسعه اقتصادی، گروهی از این طیف سپر انداختند و در 8ساله بعدی، جریان دوم از  همین طیف که تا پیش از آن منتقدان جدی جریان حاکم بر دولت سازندگی بودند، به تسلیم درآمدند. حالا تهدیدهایی نظیر دنیازدگی و زراندوزی و قدرت طلبی،  و انقلاب درونی و استحاله و انحلال روحی حاصل از این  فرسودگی های اعتقادی را اضافه کنید به آن فضای نابرابر «هجمه» و «انفعال». دشمن به مفهوم واقعی طمع کرد و «عافیت» و «رخوت» پیشاهنگ حمله  او شد  در جبهه خودی. شبیخون فرهنگی به ویژه آنجا که نخبگان صاحب منصب و صاحب نفوذ را هدف گرفته بود، گشودن جبهه ای تازه برای حمله گازانبری بود. رنگ باختن و کم فروغ شدن ارزش ها و اصول انقلاب به عنوان ارکان پیشرفت و پایداری و مقاومت، ایران انقلابی را در معرض آسیب و لطمه قرار داده بود. خدمتگزاری و عدالت خواهی در میان طیفی از دولتمردان رنگ می باخت و به موازات آن بر زرق و برق و هیجان مسابقه اشرافیگری و طعمه انگاری قدرت و منصب افزوده می شد. در کنار این بدمستی قدرت، دشمن هم در حال یارگیری بود.
مجموعه حوادث، صحنه را چنان برای دشمن آراست که باور کرد ریشه های مردمی و اعتقادی جمهوری اسلامی پوسیده و به تکانی می توان آن را سرنگون ساخت. آشوب غریبی که تیرماه سال 78 به بهانه حادثه کوی دانشگاه در تهران کلید خورد و به برخی شهرها- از جمله تبریز و...- سرایت داده شد، بازسازی عملیات 46سال پیش «آژاکس» از سوی سرویس اطلاعاتی آمریکا و برخی دولت های همسو بود. اکنون کجروی ها و خوش خیالی ها، کدگذاری های دشمن و جریان آفرینی ها و خط کشی های انحرافی در کنار خطاهای نابخشودنی، پروژه براندازی خاموش را که دشمن یک دهه روی آن کار کرده بود  را به نقطه انفجار رسانده بود. سیا، اینتلیجنس سرویس و موساد حق داشتند جشنی بزرگتر از فروپاشی شوروی را تدارک کنند. گویا کشوری انقلابی و الهام بخش که با جنگ جهانی 8ساله و انواع کودتاها و آشوب ها و تحریم ها و محاصره ها از پا درنیامده بود، از درون در حال فروپاشی بود.
آن ماجرا البته به لطف الهی و پایمردی نیروهای انقلاب، خلاف طراحی بانیانش رقم خورد و سرآغاز ناکامی ها و شکست دشمنان خارجی و داخلی شد اما روند انفعال در برابر دشمن تا پایان 8ساله دوم، سرلوحه عملکرد طیفی متنفذ از دولتمردان قرار گرفته بود که نمونه اش را بعدها در چالش هسته ای می شد جست وجو کرد.
روی کار آمدن اصولگرایان از سال 1381به بعد که اوج آن پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 بود، روند تحولات را به کلی دگرگون کرد. هرچند که تا رسیدن به آرمان ها و اهداف بزرگ هنوز راه بسیار است اما باید گفت حاکمیت اصولگرایی در مجلس و دولت، اساسا کشور را از پرتگاه وضعیت قهقرایی، اورژانسی و فوق العاده بازگرداند و دوباره در مسیر شتابان پیشرفت، عزت، اقتدار و عدالت قرار داد. دولت آینده از این جهت قرار است گامی رو به جلو و به سوی افق روشن آینده باشد نه عقبگرد به گذشته مخدوش و مغشوشی که مدیریت حسینقلی خانی رقم زد و به شیوه شاه سلطان حسینی منافع ملی را از جمیع جهات در معرض تاراج انواع مهاجمان قرار داد.
2- برای طایفه حزب بادی و نفاق آلود که به «اصول» پشت پا زدند و نفس «اصلاحات» حقیقی در کشور را به شماره انداختند، چه فرقی می کند که به دروغ از خاتمی بیاویزند، یا موسوی و کروبی. مگر خاتمی را در تبلیغات انتخاباتی «سیدفاطمی» نگفته و بعدها قدیس اصلاحات از او نساخته بودند. آیا این مواضع مانع شد که به همو شاه سلطان حسین و اردک لنگ نگویند؟ و آیا پس از آن که با چنین اهانت های پنهان و آشکاری از او هتک حرمت کردند، دیگر سراغش نرفتند که ای نجات و منجی اصلاحات به میدان بازگرد؟ مگر به جفا و دروغ آقای هاشمی را عالیجناب سرخپوش قتل های زنجیره ای لقب ندادند و سپس در انتخابات سال 84 جامه «قدیس اصلاحات» بر تن همو نکردند؟ حال چه استبعادی دارد «خاتمی نیوز»شان یک روز بنویسد «موسوی با آمدن خود باعث مرگ اصلاحات می شود» و دو هفته بعد تبدیل شود به موسوی نیوز و گریم و روتوش کردن چهره و تصویر وی برای معرفی او به عنوان «ضرورت امروز اصلاحات»؟! و مگر خطا نوشته بود یکی از همین عناصر ضدانقلاب فراری (میرابراهیمی) در سایت ضدانقلابی روزآن لاین که «پشت درهای بسته، هاشمی را پس از آن همه اتهام پذیرفتند، این بار هم موسوی را می پذیرندغیر از این شد؟ آنها لیبرالی ترین- اباحی ترین- نسخه لیبرالیسم را در تجربه ای عملی تدوین کرده اند، پس چرا رنج تقید به اصول ملی و انسانی و اسلامی را به جان بخرند یا به نام اصلاح طلبی، درتب و تاب ویرانی و تباهی و فساد نباشند؟
3- مرزهای اصولگرایی و اصلاح طلبی راستین اما جداست. ضعف ها و کمبودها را نباید و نمی توان انکار کرد اما کدام دولت، اصولگراتر و اصلاح طلب تر و تحول گراتر از دولت فعلی؟! دولت و رئیس جمهور البته بی نیاز از نقد نیستند هیچ، که حقشان بر گردن صاحب نظران و متفکران ادا نشده باقی می ماند اگر از ضعف ها و غفلت ها و خطاهای خود بی خبر بمانند. اما هیچ انسان یا جریان خردمند مآل اندیشی مجاز نمی شمرد که از 90درصد خیر و قوت به خاطر مثلا 10درصد خطا و ضعف عبور کند و به معامله دو سر ضرر و باخت طمع ببندد. مسئولیت بزرگی است بر عهده تمام اصولگرایان و اصلاح طلبان حقیقی که چگونگی ارتقای استانداردهای مدیریتی و خدمتگزاری و نیز فعال کردن ظرفیت های استفاده نشده دولت را به دولتمردان به ویژه رئیس جمهور محترم گوشزد کنند- چرا که هنوز از تمام ظرفیت ها استفاده نشده- اما به یقین این طیف ها گوهر را با خزف اشتباه نخواهند گرفت.
باید با آن جنبش اجتماعی که در سال 84 به اوج بلوغ و شکوفایی رسید همراه شد. نکند خدای ناکرده جریان های سیاسی خود بگویند و خود باور کنند و اصطلاحا شیوه راه بینداز و جا بینداز پیشه کنند اما سر بزنگاه غافلگیر شوند و معلوم شود مردم و نخبگان اجتماعی به یک راه رفته اند و شماری از سیاسیون به راهی دیگر. کانون آن موج و جنبش جوشان است اگرچه این روزها در قیاس با غرش ها و طبالی ها و رجزخوانی های سیاسی موقر و متین و آرام نشان می دهد. آرامش دریا کسی را به خطا نیندازد که بخواهد به گفتمان اصیل و انقلابی ملت ایران دهن کجی کند و به خیال جمع کردن رای مشتی امتیازطلب سیری ناپذیر، به ارزشها و آرمان ها پشت پا زند. افکار عمومی، کوه و فعل ما نداست.
نامزدها و حامیان آنها متاع خود عرضه کنند و هنر خویش بنمایانند. اما رشک و کینه ورزی و عقده گشایی و لجن پراکنی علیه خدمتگزاران مردم، نه رسم جوانمردان است و نه آیین عقلا.
انتخابات چهارسوق عطاران و عنبرفروشان است. آن که عطر و عنبر ندارد و سیر می برد و بر بساط می گذارد، و شامه رهگذران را می آزارد، خیال خام در سر نپروراند که چون بوی عنبر از گند سیر فرو ماند، پس لاجرم این سودا به سود او آید. اندکی سلیقه باید، مگر که شامه وی گرفته باشد و نگاه خیره مردم را خریدار پندارد.
محمد ایمانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/26;ساعت 12:2;  توسط احسان;  | 

 
 
حرف هاى پارتيزانى و حقوق شهروندى
مجتبى زارعى

امر به معروفات و نهى از بدى ها و منكرات از دانش واژه هاى مظلوم در مناسبات قدرت و سياست در سال هاى اخير ايران به شمار مى آيد. دعوت به خوبى ها و انذار از زشتى ها از سوى توده مردمان امرى رايج و جزو سنت هاى ممدوح ايرانى و اسلامى است، اما معمولاً اين واژگان پرمغز و اين فرايض اجتماعى و مردمى هنگامى كه با برخى نسبت هاى ذيربط در حوزه هاى مصطلح سياست و قدرت حزبى و تبليغات سياسى (پروپاگاندا) ربط مى يابد؛ غبارآلود، فاقد اثر و كارايى لازم مى شود. اگرچه مراتبى از دعوت به خصال نيكو و پرهيز دادن از عادات نادرست و ناهنجار نه به عهده مردم بلكه به دولت اسلامى مستقر و مبسوط اليد ارجاع مى يابد، اما منظور از اين گفتار به غير از نكته گفته شده مى باشد، بلكه ما بر آنيم كه از چه روى در سال هاى اخير بسيارى از افراد مؤمن و باهويت و معتقد به حريم عفاف و در جامعه، پيشتر از ديگران خود از منتقدين شيوه هاى ذكر شده اند. گو اين كه برخى از دوره هاى گشت هاى ارشاد (زير نظر نيروى انتظامى) اگرچه نتوانسته توقع مردمان فضيلت محور ايرانى را برآورده كند، اما حداقل براى بسيارى از فرصت طلبان داخلى و خارجى در ادوار مختلف نان و آب به همراه داشته است! نان و آبى كه پخت و پز آن در انتخابات ادوار اخير صورتى حرفه اى يافته است.قسم اخير مظلوميت بسط معروفات و نهى از منكرات و نيز عفاف عمومى به حرف هاى پارتيزانى يكى از محترمين و ايضاً كانديداهاى رياست جمهورى دهم مربوط مى گردد. چه اين كه وى در مصاحبه مطبوعاتى و تبليغاتى خويش ايرانيان را به آن بشارت داد كه گشت هاى ارشاد را جمع مى كند! گويا مشكل كنونى ايران براى پيشرفت و عدالت، ذكر اين حرف هاى پارتيزانى است! با آن همه ادعاها، گمان داشتيم كه بناست «الگوى زيست مسلمانى» را كه در شعارهاى انتخاباتى ادعا كرده اند، ارائه كنند، اما گويا اين مدعى اصلاحات هم اعجازى براى ايران ندارد و حرف هاى پارتيزانى و متفاوت نمايى ژورناليستى و مخالفت خوانى را بر تبيين تئوريك راه ادعايى خويش ترجيح مى دهد.در اين حرف انتخاباتى نكات ظريفى وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
۱- تشبث به تاكتيك هاى نخ نما در قطبى كردن انتخابات با توسل به امورى نظير جمع آورى گشت ارشاد در يك جلسه جدى، دون شأن انتخاباتى ملت ايران است. چه اين كه از سوم تير به اين سو، انتخابات در ايران طريق عقلانيت پيشه كرده و ديگر نمى توان از طريق هيجان به جمع آورى آرا پرداخت.
۲- گشت هاى ارشادى حتى با نقايص كنونى، بخشى از قوانين مصوب و مصرحه كشور مى باشد. اگرچه دولت نهم و شخص دكتر احمدى نژاد از برخى شيوه هاى گشت هاى ارشاد و طرح امنيت اجتماعى گلايه داشته اند، اما هرگز به اقدامى غير قانونى در برابر آن متوسل نشده ا ند، بلكه در قامتى اثباتى و پويا، طرح جامع «امنيت اجتماعى و حقوق شهروندى» را به وزارت كشور ابلاغ كرده اند؛ اما گويا نخست وزير سابق كه در همان جلسه مطبوعاتى، دولت نهم را به قانون شكنى متهم كرده اند، بدون شناخت نسبت به جايگاه قانونى رئيس جمهور از قوانين كشور، اين گونه اعلام كرده اند كه «من» گشت هاى ارشاد را متوقف مى كنم؛ درحالى كه طرح اثباتى نيز براى اين موضوع ارائه نمى دهند. اين درحالى است كه درباره ظهور «من» و راه امام (ره) مبنى بر «مكتب من» سخنان و آموزه هاى بى شمارى در اين سامان وجود دارد.به هر روى در نقد پاره اى از روش هاى گشت ارشاد، طرح حقوق شهروندى ابلاغى از سوى احمدى نژاد به وزارت كشور، حقوق و تكاليف به طور توأمان ديده شده است و حقوق عمومى و حقوق خصوصى نيز ملازم يكديگر فرض گرديده اند. وانگهى در اين منطق، مردم همواره مكلف و دولت هميشه محق به حساب نمى آيند. در اين منطق، با گشت هاى ارشاد و طرح امنيت اجتماعى به مثابه ابزار صعود در قدرت و سياست رفتار نمى شود. حقوق عمومى صرفاً جامع، ايجابگر و تأمين كننده كرامت اجتماعى و دينى ايرانيان است.
دولت نهم بر آن است كه ملت، حق تعيين سرنوشت خويش را داشته باشد و معتقد به آن است كه مردم نيازمند قيمومت احزاب و متنفذين نيستند. در اين بسته جامع حقوقى، ايرانى بايد در كنار تكاليفى كه دارد، بتواند بر روند برنامه و بودجه كشور نظارت كند و بى لكنت زبان حقوق خود را بدون كمترين واهمه اى از ديوانسالارى مدرن و شايد همان «لوياتان هابزى» مطالعه كند، در سياست مداخله كرده و بى مدد واسطه ها و دلالان سياست، از متخلفين و ويژه خواران حسابرسى كند.
آرى! نمى توان بى شناخت از قانون و با منطقى فراقانونى و قلدرمآبانه قانون را به سخره گرفت و همزمان، ديگران را به اقدامات قانون شكنانه متهم كرد. همگان شاهدند با اين كه دولت خدمتگزار از شيوه اجراى طرح امنيت اجتماعى گلايه داشته اما هرگز رفتارى مغاير شئون قانون در اين باره از خويش بروز نداده و مؤلفه هاى حقوق عمومى و خصوصى جامع و پايدار را اعلام كرده است.هر ايرانى دلسوزى با اندك جست و جويى در سوابق موضوع به صداقت دولت نهم در اين باره پى خواهد برد. چه اين كه با نگاهى به برخى مكاتبات و اظهارات در تعامل با نيروى فداكار انتظامى، بخصوص بيانات و ابلاغيه هاى دكتر احمدى نژاد به وزارت كشور در اين باره، بر مظلوميت دولت و اساساً خود طرح امنيت اجتماعى و حقوق شهروندى واقف خواهيم شد.
در پايان طرح نكته اى تقريب به ذهن مى نمايد كه آيا طرح انتخاباتى متوقف كردن گشت هاى ارشاد زاييده ذهن آنانى نيست كه در پيامك هاى ميليونى به مردم وانمود مى كردند كه قرار است احمدى نژاد براى برخورد با دختران و پسران، پياده روى شهرها را براى جدايى بين زنان و مردان ديوارچينى و حصاركشى كند!! به راستى آيا طراحان جنگ روانى پس از انصراف هراسان و انفعالى «سيد» از دور رقابت ها، اينك عوام فريبى را در پايگاهى ديگر به آزمون نشسته اند و طرح تئوريك ادعايى و مانيفست به اصطلاح زيست مسلمانى نخست وزير سابق را با حرف هاى پارتيزانى و ماشين هاى گشت ارشاد «زير» كرده اند و.‎/‎/
حاشا و كلا كه با چنين منطق سخيفى بتوان به جنگ يك دولت مردمى رفت. مگر مى توان با اين حرف هاى پارتيزانى، دولت اعاده گر عزت ملى، دولت اقدام و دولت رافع انحصارات از ايرانى در باشگاه هاى اتمى و فضايى و فناورى هاى خاص را نزد ملت حق شناس خوار كرد !ایران۲۵/۸/۸۸
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/25;ساعت 8:48;  توسط احسان;  | 

نخبگان عربستان در نامه سرگشاده به ملک عبدالله
حاکميت دربار بس است مسئولان را مردم انتخاب کنند
عده ای از نخبگان دولت عربستان با ارسال نامه ای به ملک عبدالله، خواستار برقراری نظام مشروطه و رعایت قانون در کشورشان شدند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه «القدس العربی»، جمعی از اصلاح طلبان و طرفداران سلطنت مشروطه در عربستان با ارسال نامه ای به «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه این کشور، خواسته خود را مطرح کرده اند.
براساس این گزارش، این افراد در نامه خود، خواستار برقراری نظام مشروطه، انتخاب نخست وزیر و نمایندگان مجلس شورا از میان مردم شدند.
مردم عربستان همچنین جلوگیری از اعطای مناصب و پست های دولتی به امیران و شاهزادگان سعودی و در عین حال، برگزاری دادگاه ها به صورت علنی را خواستار شدند.
امضا کنندگان این نامه، تاکید کردند که سیستم قضایی عربستان ناقض حقوق بشر در این کشور است و مسئولان آن بر اساس قواعد قضایی مشخص شده در مسائل و قضایای سیاسی حکم نمی کنند.
به عقیده تحلیلگران سیاسی منطقه این حرکت در عربستان بی سابقه است و ارسال این نامه در حقیقت اعتراض به خاندان موروثی پادشاهی واجرانشدن قانون در این کشور است.
این تحلیلگران معتقدند که ارسال این نامه به این معنی است که صف بندی های جدید سیاسی در عربستان در حال شکل گیری است.
در نامه مذکور آمده است که دستگاه قضایی عربستان ناسالم است و غیر عادلانه عمل می کند و دادگاه های این کشور باید نسبت به هرکسی که تحت بازداشت قرار می گیرد، عادلانه عمل کنند. دولت نیز باید مثل کشورهایی که دارای قانون اساسی هستند، در چارچوب قانون و شرع عمل نماید. مخالفان همچنین، از شاه عربستان خواستند که «جرم سیاسی» را دقیقاً تعریف کند. در نامه مذکور آمده است که تنها راه از بین بردن تندروی و خشونت در کشور، به اجرا درآوردن اصلاحات سیاسی است.
به نظر می رسد که پایه های دربار سعودی به لرزه درآمده و اختلاف های اخیر پس از پایان جنگ 22 روزه غزه هر روز حادتر می شوددر پی همدستی عربستان و مصر با رژیم صهیونیستی در کشتار مردم بی دفاع غزه مردم می پرسند که حاکمیت دربار تاکی باید ادامه یابد و مردم در سرنوشت کشور دخالت نداشته باشند.
در این نامه سرگشاده تأکید شده که باید به انتصاب های دربار پایان داده شود و مردم بتوانند آزادانه در سرنوشت خود حضور داشته باشند.کیهان۲۵/۱/۸۸

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/25;ساعت 8:41;  توسط احسان;  | 

آبادگران جوان هم از احمدي نژاد حمايت مي‌كنند

دبير شوراي مركزي حزب آبادگران جوان با بيان اينكه اعضاي اين حزب هميشه از حاميان احمدي نژاد بوده اند، تاكيد كرد: اعضاي اين حزب مانند گذشته از حاميان اصلي دكتر احمدي نژاد هستند.حسين محمديان با اشاره به برگزاري نشست اعضاي حزب آبادگران جوان در شب گذشته تاكيد كرد: در اين جلسه بر وحدت حداكثري ميان اصولگرايان تاكيد شد. عضو شوراي مركزي حزب آبادگران جوان اظهار داشت: حزب آبادگران جوان مانند گذشته پيرو اكثريت اصولگرايان است و بر طبق نظرات آنان عمل مي‌كند. او با اشاره به اينكه اكثريت اصولگرايان بر احمدي نژاد اتفاق نظر دارند، افزود: حزب آبادگران جوان نيز از نامزد اصلي اصولگرايان كه در جلسه هفته آينده جبهه اصولگرايان به قطعيت مي‌رسد، دفاع مي‌كند./ منبع: آبادگران جوان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24;ساعت 8:20;  توسط احسان;  | 

درانتخابات میاندوره ای سنقر 27 نفر شرکت نمودند

 

فرماندار شهرستان سنقر گفت: تا پایان آخرین ساعت از زمان ثبت نام کاندیداها برای انتخابات میاندوره ای مجلس، مجموعا در محل فرمانداری این شهرستان و ستاد انتخابات وزارت کشور 27 نفر برای شرکت در حوزه انتخابیه سنقر و کلیایی ثبت نام کرده اند. جواد جعفری افزود: از مجموع 27 نفری که برای انتخابات میاندوره ای مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه سنقر و کلیایی ثبت نام کرده اند، 2 نفر دارای مدرک تحصیلی دکتری، 6 نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد، 18 نفر دارای مدرک کارشناسی و یک نفر دارای مدرک کاردانی بوده است. وی ادامه داد: جوانترین افراد ثبت نام کننده در این انتخابات، 2 نفر متولد سال 1356 و مسن ترین آن ها یک نفر متولد 1325 است، همچنین در بین افراد ثبت نام کننده یک نفر زن نیز حضور دارد.شایان ذکر است   مهندس احمدعلی امجدیان روز گذشته در محضر آیت الله نجومی متوسل به قرآن شدند وچون استخاره خوب نیامده بود ثبت نام نکردند

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/22;ساعت 13:4;  توسط احسان;  | 

 طی گفتگوی تلفنی با احمدعلی امجدیان مدیر مسئول نشریه طاق بستان . مشارالبه عنوان نمودندکه قبل از ثبت نام در انتخابات میان دوره ای سنقرو قبل از ورود به  شهر سنقر به همراهی آقای احسان حدادی قهرمان پرتاب دیسک آسیا وایران وچند تن از ورزشکاران  ابتدا به محضر  سید العلمای شهر کرمانشاه حضرت آیت الله نجومی خواهیم رفت



آیت الله نجومی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/19;ساعت 8:31;  توسط احسان;  | 

به مناسبت سالروز شهادت حاج محمد ابراهيم همت
دشمن در مقابل حاج همت‌ها تسليم شد

خبرگزاري فارس: مسئول بهداري گردان مقداد گفت: بعد از خبر شهادت حاج محمد ابراهيم همت، جبهه آرام شد و آتش نيروي دشمن و خودي خاموش شد گويي در جبهه آرامش ابدي حاكم است و دشمن در مقابل همت و حاج همت‌ها تسليم شد.


محمود احمدي در گفت‌وگو با خبرنگار ايثار و شهادت خبرگزاري فارس افزود: اسفند سال 62 در محور طلائيه، 11 تيپ و لشكر در محاصره دشمن بودند كه اين محاصره به شكل نعل اسب بود و اگر از دو طرف به رزمندگان اسلام حمله مي‌شد، همه نيروها شهيد مي‌شدند.
وي ادامه داد: ما به فرماندهي شهيد محمد ابراهيم همت به همراه گردان مقداد محمد رسول‌الله (ص) و لشكر امام حسين (ع) اصفهان به منطقه جزيره مجنون مي‌رفتيم و از پهلوي چپ و راست و جلو پيشروي مي‌كرديم تا بتوانيم محاصره دشمن را بشكنيم.
احمدي اضافه كرد: شهيد همت قبل از شروع عمليات براي رزمندگان سخنراني كرد و گفت «امروز عاشوراست، اينجا كربلاست پس همه نيروها مجاهدت كنند تا امشب بتوانيم آتش را از روي بچه‌هاي تحت محاصره برداريم» و بچه‌ها مبارزه را با نداي «يارسول الله» شروع كردند.
وي تصريح كرد: بعد از مرحله نخست عمليات، گردان براي تجديد سازماندهي و جايگزيني نيروهاي رزمنده به جاي شهدا و مجروحان ايستاد؛ در كنار جزيره مجنون ايستاده بوديم كه هواپيماي عراق، گردان ما را بمباران كرد و تعدادي از عزيزان به شهادت رسيدند. در اين زمان بود كه پس از حمله سنگين دشمن، شهيد همت مجدد با صحبت‌هاي خود به رزمندگان روحيه داد.
مسئول بهداري گردان مقداد با اشاره به آمادگي نيروها براي مرحله بعد رزم بيان كرد: طي اين مراحل به جايي رسيديم كه رزمندگان از آتش دشمن دور شدند و تقريباً محاصره شكسته شد؛ شهيد همت به همراه رزمندگان شجاعانه مي‌جنگيد. مثلا خودش آرپي‌جي را برداشت و رو در رو با دشمن مبارزه كرد.
احمدي افزود: قبل از شهادت حاج همت، خبر دادند كه ارتباط با تمام نيروها قطع شد و حتي نمي‌توانستيم پيك بفرستيم؛ سه روز بود كه شهيد همت چيزي نخورده بود و در آن حال زير آتش دشمن، 15 تا از قمقه بچه‌ها را گرفت و آب آورد.
وي در ادامه اظهار داشت: با اصابت گلوله به سر و گردن، سر او از بدن جدا شد و همان طور كه آن شهيد بزرگوار خودش مي‌خواست با لبي تشنه و حسين‌وار به مقام رفيع شهادت نايل شد.
مسئول بهداري گردان مقداد به شخصيت والاي حاج همت و علاقه خاص وي نسبت به بسيجيان اشاره كرد و افزود: يكي از بسيجيان رزمنده در گروهان، شيطنت جواني كرد و فرمانده گروهان مي‌خواست او را تنبيه كند. در همان زمان حاج همت از راه رسيد و پس از پرس و جوي ماجرا رزمنده بسيجي را صدا كرد؛ همه منتظر بودند كه حاج همت چطور رزمنده بسيجي را تنبيه مي‌كند.
وي اضافه كرد: حاج همت به رزمنده بسيجي گفت «آب در قمقه داري؟»، رزمنده بسيجي گفت «بله دارم»، حاج همت گفت «پوتين خود را در بياور و داخل آن آب بريز» بسيجي پوتين خود را در آورد و داخل آن آب ريخت؛ حاج همت پوتين را برداشت و آب را خورد و گفت «آب متعفن پاي بسيجي كه با اخلاص براي دفاع از وطن اسلامي خود آمده است، خوردن دارد؛ مبادا كسي جلوي چشم من بسيجي را تنبيه كند.»
احمدي اظهار داشت: حاج همت، معلم جبهه و جنگ بود و درس اخلاص ديگري را به رزمندگان اسلام آموخت. وي معلم بود در جبهه و جنگ هم معلم اخلاق بود و روحيه ايثار و فداكاري والايي داشت.
وي ادامه داد: الگوي شهيد همت در تمام كارهايش امام حسين (ع) بود و جسم بي سرش به شوق زيارت حرم شش گوشه بر خاك كربلاي ايران باقي ماند.
انتهاي پيام/

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17;ساعت 9:53;  توسط احسان;  | 

مهندس پرویز میر احمدی . آرا’ بنده وآقای احمدعلی امجدیان دردومنطقه مشترک است

روز گذشته مهندس میر احمدی چهره آشناو نفر چهارم انتخابات دوره هشتم در دفتر کار جناب مهندس امجدیان حضور پیدا کرد واعلام داشتند باتوجه به آراء مشترک ما در منطقه دهستان باوله وسهنله منتظر تصمیم قطعی جناب امجدیان هستم چنانچه مشارالیه ثبت نام نماید تمامی معادلات بهم می خورد وریزش آراء ٌٌصورت خواهد گرفت وتا تصمیم قطعی آقای امجدیان این ورزشکار با ارزش کشوری تصمیمی  برای حضور درانتخابات میاندوره ای سنقر نخواهم گرفت  منبع خبر آوای سنقر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17;ساعت 9:25;  توسط احسان;  | 

دروغى به نام صلح
پیامدهای سیاسی و حقوقی جنگ 22 روزه در غزه همچنان ادامه دارد و در حالیکه هفته پیش بنیامین نتانیاهو رسماً به عنوان نخست وزیر جدید رژیم صهیونیستی سوگند یاد کرد تا برای بقا و موجودیت این رژیم چاره ای بیندیشد اما پس لرزه های شکست سخت و رسواکننده رژیم صهیونیستی همچنان سایه  سنگین خود را بر سردمداران رژیم اشغالگرقدس و صهیونیست های مهاجر تحمیل کرده است.
در شش، هفت سال گذشته مقامات رژیم صهیونیستی همواره از دو گزینه «صلح» و یا «جنگ» به عنوان دو راهبرد به ظاهر متباین  برای ادامه تجاوزات و زیاده خواهی خود سخن به میان آورده اند و بر روی آن مانور داده اند.
در سال 2002 میلادی، طرح صلح عربی با دلالی عربستان سعودی مطرح شد؛ براساس این طرح که عادی سازی روابط میان کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی را دنبال می کرد قرار بود در برابر عقب نشینی رژیم صهیونیستی از سرزمین های اشغالی 1967 و تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی بیت المقدس و بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین خود، اعراب هم روابط دیپلماتیک خود را با این رژیم از سرگرفته و آن را به رسمیت بشناسند. اما مقامات صهیونیستی نه تنها به رسمیت رژیمی جعلی قانع نبودند بلکه با بی اعتنایی به این طرح به تجاوزات و اشغالگری های خود در سرزمین های فلسطینی ادامه داده و با اجرای برنامه های جاه طلبانه خود بر شمار شهرک های صهیونیستی افزودند. نتایج جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژیم صهیونیستی در سال 2006 وضعیت این رژیم را متزلزل ساخت و یک سال پس از شکست سنگین صهیونیست ها در این جنگ در پاییز 2007 میلادی، مذاکرات صلح میان این رژیم و اعراب در آناپولیس از سرگرفته شد.
آنچه از دل آناپولیس بیرون آمد و باید آن را مصوبه قطعی - و البته محرمانه- آن مذاکرات به حساب آورد، تدارک برای برپایی جنگی تمام عیار در غزه بود. با شروع جنگ غزه و حملات وحشیانه صهیونیست ها که نسل کشی آشکار مردم مظلوم فلسطین را در پی داشت؛ تحلیل - بخوانید توهم- سردمداران تل آویو بر آن بود که با نابودی و حذف جنبش مقاومت و حماس، موضوع جنگ و یا صلح که هر از گاهی بنابر اقتضائات و شرایط زمانه از سوی آنها مطرح می شود برای همیشه به بایگانی خواهد رفت و مسیر تجاوز و چپاولگری آنها برای آینده و فرداها تسهیل و هموار می گردد.چرا که با «ترور خط مقاومت» در فلسطین، دیگر هماوردی برای صهیونیست ها باقی نمی ماند و به تبع آن مسئله جنگ یا صلح سالبه به انتفاء موضوع خواهد بود.
اما خطای تحلیل مقامات صهیونیستی نادیده گرفتن پتانسیل و ظرفیت عظیم جریان مقاومت بود که در نبرد 22 روزه آشکار شد  و شکست سنگین دیگری را در کارنامه رژیم صهیونیستی ثبت کرد. پیامدهای شکست در این نبرد و تغییر محسوس معادلات سیاسی و نظامی در منطقه خاورمیانه، سران رژیم صهیونیستی را در مخمصه ای سخت قرار داده و به بن بست کشانده است.
رژیم صهیونیستی پرونده به اصطلاح «صلح و سازش» را در این شرایط بازگشایی کرده و موافقت خود را  با طرح صلح عربی بروز می دهد. و اکنون اگر «حماس»  طرح سازش را بپذیرد آنها طرفه العینی درنگ نمی کنند. اما سوال اینجاست که آیا واقعاً رژیم صهیونیستی و سردمداران تل آویو به صلح و خاتمه نبرد و کشتار اعتقاد دارند؟ و آیا تنها راه بازگشت صلح و آرامش به منطقه، محو کامل رژیم صهیونیستی از جغرافیای سیاسی جهان نیست؟
تجربه 6 دهه گذشته به وضوح نشان داده است که هرگاه صهیونیست ها برگزینه صلح و سازش اصرار داشته اند، صرفاً با هدف خرید فرصت برای تثبیت موقعیت خود و تجدید قوا بوده است.
علاوه بر آن ثمره مذاکرات صلح، چیزی جز طراحی و برنامه ریزی یک نبرد و پیکار جدید نیست، همانگونه که جنگ اخیر غزه محصول مذاکرات صلح آناپولیس و در ادامه برگزاری اجلاس ها و سمینارهایی چون اجلاس ادیان در نیویورک صورت گرفت.
بدیهی است که با وقوع نبرد غزه که کلکسیونی از جنایت اعم از جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و جنایت علیه صلح را رقم زد و در اقدامی خودجوش و بی نظیر موج گسترده اعتراض ها و نفرت ملت ها در اقصی نقاط دنیا را به همراه داشت؛ طرح دوباره به اصطلاح «صلح» از سوی مقامات رژیم صهیونیستی را فقط می توان چاره جویی این رژیم از سر ناچاری تلقی کرد، ضمن آن که دم خروس تزویر هم از زیر لباس سالوس صهیونیست ها بیرون آمده و به وضوح قابل دیدن است.
شاید از همین روست که بشار اسد رئیس جمهور سوریه پس از جنگ 22 روزه در نشست سران کشورهای عربی در قطر تصریح می کند: «طرح صلح عربی مرده است» اما نکته جالب توجه اینجاست که «آویگدور لیبرمن» رهبر حزب افراطی «اسرائیل خانه من» که در کابینه «نتانیاهو» به پست وزارت امورخارجه رسیده است، هفته گذشته در مراسم تحویل گرفتن این مسئولیت از «تزیپی لیونی» وزیرخارجه سابق این رژیم در خصوص روند صلح و سازش گفته است؛ «آناپولیس مرده است و اسرائیل باید برای رسیدن به صلح آماده جنگ شود»!
اظهارات «لیبرمن» برخلاف توصیه «شیمون پرز» رئیس رژیم صهیونیستی در مراسم تحلیف نتانیاهو به وی مبنی بر تداوم روند سازش، واکنش شخصیت های سیاسی صهیونیستی را نیز به دنبال داشت.
ایهود اولمرت نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی در مراسم خداحافظی ای که حزب کادیما برای او تدارک دیده بود، کنفرانس آناپولیس را موجب تقویت مشروعیت اسرائیل خواند. همچنین تزیپی لیونی رهبر حزب کادیما، سخنان «لیبرمن» را برخلاف منافع اسرائیل دانست و معتقد است وزیرخارجه دولت نتانیاهو در عرض 02 ثانیه سال ها تلاش برای دستیابی به صلح در منطقه و روند مذاکرات با فلسطین را خدشه دار کرده است. در این زمینه گفتنی است؛ اولاً تظاهر به تلاش برای صلح! و تاکید بر روند سازش از سوی سیاست بازانی چون پرز، اولمرت، لیونی و... به طنزی تلخ شباهت دارد و خوی وحشیانه و سبعانه آنها برای افکار عمومی جهان آشکارتر از آن است که با این ترفندها پنهان کردنی باشد. ثانیاً؛ استراتژی اسرائیلی ها چیزی جز تجاوز، زیاده خواهی، چپاول و کشتار و خونریزی نیست و به شهادت تاریخ 06 ساله این غده سرطانی، واژه صلح و سازش در مخیله معلول و البته جاه طلب آنها نمی گنجد و مشی ایدئولوژیک حزب کادیما، لیکود و... در این باره مشترک است و چاره  نهایی و غیرقابل تغییر، محو این رژیم جعلی از جغرافیای سیاسی جهان است.
و بالاخره آنکه این وجه از سخنان وزیر خارجه جدید رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه «آناپولیس مرده است» هر چند عدم تعهد و پایبندی اسرائیلی ها را می رساند اما فراتر از آن و از زاویه ای با واقعیت بیگانه نیست؛ چون با نبرد 22 روزه غزه و جانفشانی های جریان مقاومت و ایستادگی حماس، صهیونیست ها دریافته اند طرف اصلی مذاکره نه تشکیلات خودگردان است و نه کشورهای عربی، بلکه تصمیم گیرندگان اصلی، جنبش مردمی مقاومت است که سازش ناپذیری جزو لاینفک باور و اعتقادات آنها است.
با این مختصات نتیجه آن می شود که آناپولیس و هرگونه روند صلح و سازش مرده است. اما بخش دیگر سخنان «لیبرمن» که «اسرائیل باید برای رسیدن به صلح آماده جنگ شود» اقرار به سازش ناپذیری مقاومت فلسطین است که چیزی به نام صلح! را اساساً ناممکن نشان می دهد.
حسام الدین برومند. کیهان ۱۷/۱/۸۸
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17;ساعت 8:26;  توسط احسان;  | 

بلاخره بعد از مدت ها تلاش و جستجو در تمام سخنرانی های مقام معظم رهبری موفق شدم تمامی جملات و نکاتی که ایشان درباره ی دولت نهم فرمودند را جمع آوری کنم.
لازم به ذکر است این پست بعد از هر سخنرانی آقا بروز خواهد شد.
اگر دوستان مطلبی از مقام معظم رهبری درباره دولت دیدند که در این آرشیو نبود لطفا با ذکر منبع و تاریخ سخنرانی در نظرات بفرمایند.
تمام جملات دارای تاریخ و منبع و رفرنس به سخنرانی مربوطه در سایت مقام معظم رهبری است .

بیانات مقام معظم رهبری در سال 84 در حمایت از دولت نهم

بیانات مقام معظم رهبری در سال 85 در حمایت از دولت نهم

بیانات مقام معظم رهبری در سال 8۶ در حمایت از دولت نهم

بیانات مقام معظم رهبری در سال ۸۷ در حمایت از دولت نهم

مقایسه انتقادی دولت های قبل با دولت نهم در بیانات رهبر انقلاب

تعاریف رهبری از دولت نهم به صورت موضوعی و تعداد تاکید بر آن

بیانات رهبر معظم انقلاب درباره سفرهای استانی

منبع(همراه با دکتر محمود احمدی نژاد)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/13;ساعت 13:21;  توسط احسان;  | 

محافل سیاسی بیگانه با تاکید بر ضرورت کنار گذاشتن احمدی نژاد، از انصراف رئیس دولت سابق از رقابت با رئیس جمهور اصولگرا با ناخرسندی و نگرانی یاد کرده و نسبت به موفقیت مهندس موسوی دراین زمینه ابراز تردید کرده اند.
روزنامه واشنگتن پست نوشت: این تصمیم خاتمی از نظر کارشناسان شانس پیروزی مجدد احمدی نژاد را افزایش خواهد داد...خاتمی نمی خواهد در آرای اصلاح طلبان تشتت ایجاد شود اما این تصمیم او موجب شکست اصلاح طلبان خواهد شد. پایگاه اجتماعی خاتمی با موسوی کاملاً متفاوت است و هواداران خاتمی لزوماً  به موسوی رأی نخواهند داد. سعید لیلاز سردبیر روزنامه سرمایه می گوید بسیاری از ایرانیان، موسوی را اصلاح طلب نمی دانند. آنهایی که می خواهند به اصلاح طلبان رأی دهند آرای خود  را به نام  موسوی در صندوق نخواهند ریخت.
آسوشیتدپرس هم تاکید کرد: کناره گیری خاتمی در حکم شکستی بزرگ برای اردوی اصلاح طلبان است. مهرزاد بروجردی پژوهشگر سیاسی در دانشگاه سیراکیوز نیویورک می گوید موسوی نمی تواند ایرانیان در حاشیه را به عرصه برگرداند. او با زبان اصلاح طلبان صحبت نمی کند و برای ایرانیان هنوز هم یادآور گذشته است.
مجله آمریکایی تایم می نویسد: به نظر می رسد مخالفان احمدی نژاد در انتخابات ماه ژوئن تا حدی در اوضاع نابسامان فرو رفته اند. انصراف خاتمی نشانه سردرگمی در اردوگاه  مخالفان احمدی نژاد است. زمانی که موسوی هفته گذشته از قصد خود برای نامزدی خبر داد برخی مفسران اصلاح طلب  با دیده تردید به نیات او نگریستند. با این وجود خاتمی از مدت ها پیش اعلام کرده بود امکان حضور همزمان وی و موسوی وجود ندارد. دورنمای اصلاح طلبان با ورود کاندیدای سوم یعنی مهدی کروبی پیچیده تر از قبل می شود، اگر به کناره گیری  رضایت ندهد.
فایننشال تایمز روزنامه انگلیسی  هم براین باور است که «خاتمی  با کناره گیری خود کار احمدی نژاد را راحت کرد». اما روزنامه اسرائیلی  جروزالم پست می نویسد: تصمیم خاتمی، اصلاح طلبان را از شکست در انتخابات به خاطر انشعاب نجات داد. موسوی در مورد اقتصاد و روابط خارجی دارای عقاید مثبتی است ولی به هر حال او نیز مانند سایر مقامات ایران در مورد مسئله فلسطین و اسرائیل تعصباتی دارد». کیهان
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/11;ساعت 11:17;  توسط احسان;  | 

کل بیانات مقام معظم رهبری در حمایت از دولت نهم

 

عملکردهای دولت احمدی نژاد

 

کرامات دولت اصلاحات و کارگزاران

 

افاضات مصلحانه

 

عکس های گویا و بدون شرح

 

پاسخ به شبهات مطرح درباره دولت نهم

 

حامیان احمدی نژاد (همراه با دکتر احمدی نژاد)               

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/03;ساعت 11:2;  توسط احسان;  |